گروه
dark funeral
در سال 1993 به وسيله
blackmoon.lord ahriman
در شهر استکهلم سوئد پايه گذاري شد مدتي بعد هم
draugen.themgoroth
به گروه پيوست تا
dark funeral
به يک گروه کامل تبديل شد . در ژانويه 1994 گروه اولين ميني سي دي خود را با نام
dark funeral
در استو ديو
dan swano
ضبط کرد و در ماه مي همان سال ان را پخش کرد
بيوگرافي گروه dark funeral
--------------------------------------------------------------------------------
بلک متال در نروژ از زماني پديد آمد که نئو وايکينگ هاي نروژ در جستجوي راه و وسيله اي براي نابود کردن مسيحيت در نروژ و بعد در تمام دنيا بودند و در اين راه انسانهاي بسياري را کشتند و کليساهاي زيادي را آتش زدند و بلک متال را تا نهايت نواختند تاشايد خداي تاريک pagan ها باز گردد .
بازديد کنندگان و توريست ها از نروژ به عنوان کشور حماسه ها و افسانه ها ياد مي کنند . پايتخت اين کشور هم اسلو است که در مرکز اين شهر همه چيز از خانه هاي سنگي زيبا تا معتادان و گدايان با قيافه هاي مختلف ديده مي شود .
در يکي از همين خانه هاي مرکز اين شهر و در اتاق 6 ضلعي آن گروه mayhem به عنوان اولين گروه بلک متال نروژ شکل گرفت .
در اين اتاق فرشهاي بسيار کثيف در زير پا ، صليب هاي شکسته نازي بالاي سر به همراه صليب هاي برعکس و شمشير وايکينگ ها که به در و ديوار آويزان شده ديده مي شود .
Hell hammer در حال حاضر تنها عضو باقي مانده از ترکيب تشکيل دهنده گروه است هر چند که همچنان شايعاتي مبني بر جدايي او و پيوستنش به گروه marduk به گوش مي رسد و حضور او در تور اين گروه به اين شايعات قوت مي بخشد .
پايه و اساس اين موسيقي در نروژ در اوايل دهه هشتاد شکل گرفت . اعضاي اين گروه در همان خانه زندگي مي کردند که اطرافيان از اين خانه به عنوان خانه اي شيطاني ياد مي کنند .
Hell hammer مي گويد :
" وقتي براي خريد به مغازه اي مي رفتيم پير زن ها به محض ديدن ما فرار مي کردند و به نوه ها و بچه هايشان مي گفتند اينجا محل زندگي شيطان است "
البته گروه mayhem تلاش خاصي براي رفع اين خرافه پرستي ها نکرد .
گروه مشغول تمرين و کار بود که dead خواننده گروه مغز خود را با شات گان متلاشي کرد و اعضاي گروه جنازه او را همان طور در حياط خانه رها کردند تا جسد dead خوراک پرندگان شود .
Hell hammer مي گويد :
" اين کار dead مرا متعجب نکرد چون او واقعا ديوانه بود و هميشه هم از قلعه هاي عجيب نروژ صحبت مي کرد . "
Hell hammer و euronymous گيتاريست گروه اولين کساني بودند که جنازه dead را ديدند و اورانيموس مي گويد ما وقتي جنازه او را ديديم که مغز او روي زمين ريخته بود و خون به ديوار ها ريخته بود .
Hell hammer مي گويد :
" اورانيموس قسمتي از مغز او را برداشت و با فلفل و سبزي پخت و خورد "
Hell hammer اولين کسي بود که لباس اين چنيني بلک متال را مد کرد . چکمه هاي بلند ، لباس جين ، ژاکت هاي چرمي سياه به همراه پنتاگرامي که به گردنبندي که از استخوان جمجمه dead ساخته شده بود اولين تيپ بلک متال بود .
بلک متال هميشه موسيقي ترسناکي بوده و حتي گروههاي انگليسي مثل venomخود را به عنوان يک گروه شيطاني مطرح کرد و خود را طبق قوانين شيطان پرستي وفق دادند . اما وقتي که بلک متال به نروژ رفت تغييراتي اساسي در آن شکل گرفت و جنگي عظيمي که بر عليه مسيحيت با اين موسيقي شکل گرفته و پيوند خورده نماد پيدا کرد .
از گروههاي ديگري که بعد از mayhem به اين نهضت پيوستند مي توان به dark throne ، immortal ، burzum ، marduk و emperor اشاره کرد که در ابتدا به صورت زيرزميني تشکيل شده و رشد کردند .
در همين زمان euronymous شرکت DSP را شکل داد . او به نوعي رهبر اين نهضت محسوب مي شد .
Hell hammer در مورد او مي گويد :
" او احساسات نداشت . ترحم نداشت و هميشه هم مي گفت که اين نوع زندگي برايش لذت بخش است . "
اورانيموس با تشکيل اين شرکت به واقع بزرگترين خدمت را در حق اين موسيقي کرد.
اين شرکت در زير زمين همان خانه محل تمرين گروه تشکيل شد . اين زير زمين مثل سياه چال هاي قديم تاريک و نمناک بود و با شمع روشن مي شد .
افراد بسياري پس از آمدن به اين مکان و خروج از آن کفن به تن مي کردند و در اوج نشئگي حاصل از هروئين و LSD به خودزني با چاقو و شيشه شکسته مي پرداختند و با اسپري بر روي ديوار عبارت 666 را مي نوشتند .
Hell hammer مردمي که با تفنگ به خود يا ديوار شليک مي کردند و حتي کسي که با پتک به مغز خود کوبيد را به ياد مي آورد يا حتي اورانيموس که يک روز آنقدر خود را با زنجير زد تا بي هوش شد .
در حدود سال 1990 بود که بلک متال در حال پيشرفت بود و در اين زمان گروه سازش ناپذير marduk پايه ريزي شد و با اولين آلبوم خود يعني fuck me jesus دري جديد را بر روي بلک متال و مبارزه با مسيحيت باز کرد .
Samoth گيتاريست کبيري که از اعضاي تشکيل دهنده emperor است و سابقه همکاري با burzum ، satyricon و ... را دارد مي گويد :
" ما هميشه خشم و نفرت خود را نسبت به مسيح اعلام خواهيم کرد .و خواهيد ديد که چگونه اديان وايکينگ ها باز خواهد گشت "
نقطه اشتراکي که در بين گروههاي آن موقع بلک متال ديده مي شد اين بود که همه آنها نفرتي خاص نسبت به مسيحيت داشتند .
در اين زمان آتش زدن کليسا ها به وسيله کساني که خود را سربازان اودين مي ناميدند مد شد .
از پيشگامان اين کار مي توان به varg vikerness يا همان count grishnackh اشاره کرد که در مورد او در اين وبلاگ بسيار توضيح داده ام .
از کليسا هاي معروفي که ورگ آتش زد fantoft را نام مي برم که از آثار باستاني نروژ است .
از ديگر کليساهاي معروف kolmen kolen است که samoth آتش زد که اين کليسا کليساي خانوادگي پادشاه هارالد پنجم بوده .
Samoth در ابتدا با کمک ورگ کليساي fantoft را آتش زد و بعد از آتش زدن کليساي kolmen کليساي skjold را هم به آتش کشيد .
او مي گويد :
" در کوچکي در زير محراب کليسا وجود داشت و من هم چند گالن گازوئيل روي آن ريختم و کبريت زدم و فرار کردم "
ورگ هم از اعضاي اصلي اين جنبش بود که اغلب لباسهاي وايکينگ ها را مي پوشيد و در ايدئولوژي اش بسيار حساس و سخت گير در عين حال احساساتي بود ( اين نکته در آهنگهاي بارزام چه با کلام و چه بدون کلام کاملا مشهود است و هميشه حتي در تند ترين آهنگهاي او نغمه اي غمناک شنيده مي شود )
ورگ از معتقدان شديد به مبارزه با مسيحيان از طريق آتش زدن کليسا بود . او با بنزين کليساي fantoft را آتش زد و بلافاصله به ميان آتش رفت و روي ديوار کليسا ادرار کرد . بعد از اين جريان اورانيموس ادعا کرد که ورگ اين کار را براي مشهور شدن کرده و تقريبا دو ماه بعد از اين جريان بود که ورگ اورانيموس را کشت و به قصد توهين به دادگاه موهايش را بافت و دائما در دادگاه مي خنديد.
نظر مشترک اعضاي بلک متال اين است که مسيحيت در سال 995 بعد از ميلاد توسط olaf tryggvason به نروژ آمد که آنها با آمدنشان طلا و نقره مردم را به غارت بردند و براي اجراي قدرتشان دين جديد را به مردم نروژ خوراندند و قلعه هاي pagan ها را آتش زدند و مردم را سر دو راهي مسيح يا مرگ قرار دادند .
اصلاحات مارتين لوترکينگ در سال 1537 مانند قبل آنچنان خونين نبود ولي به همان اندازه بي قانون و چرت بود . لوترکينگ زبان آلماني را با نروژي مخلوط کرد . با اصلاحات لوترکينگ تجاوز و دزدي در نروژ افزايش پيدا کرد و مبلغان تبليغ مي کردند که با مسيحي شدن به خدا نزديک مي شوند .
Trond viggo torgersson عضو هيئت کودکان نروژ مي گويد :
" شيطان پرستها خواهان پايان دادن به اين دوروئي معنوي مردم هستند . در اين زمان نروژ بسيار ضعيف است و هر روز زندگي سخت تر مي شود و حتي مردم به جاي کليسا خواهان شعبه مک دونالد در محله شان هستند . "
Torgersson اميدوار است که اين آتش باعث بيدار شدن افکار خفته مردم شود .
وقتي از اسقف andriass artfloat در اين زمينه سوال مي شود با عصبانيت مي گويد :
" اين مسايل واقعا نمي تواند دين ما را خدشه دار کند و اين قدر ضعيف هستند که ما حتي به مبارزه با آنان فکر نمي کنيم "
پروفسور tormod engelsviken مي گويد :
" الان در زماني شبيه قرون وسطي هستيم و اين بار پاگان ها در مقابل مسيحيان قرار گرفته اند که هر دو طرف در عقايدشان بسيار دقيق هستند "
او اعتقاد دارد نروژيان ديني روحاني و واقعي مي خواهند و مي گويد :
" اين حرکت و جنبش پاگان ها نوعي خون خواهي و انتقام از خشونت مسيحيان است . شما بايد به ياد بياوريد وايکينگ ها در زمان آمدن مسيحيت ساکت بودند و به مرور زمان از بين رفتند ولي الان نوبت نئو وايکينگ هاست "
Nebelhexa خانمي که از اساتيد دانشگاه در نروژ بود عضوي ديگر از اين جنبش است که بسيار زود جادوي سياه را ياد گرفت و به يکي از اعضاي معتبر کليساي شيطان تبديل شد . او موهايي قرمز داشت و سرانجام کليساي شيطان را ترک کرد و با samoth به همراه گروه emperor در تور اروپا به همراه cradle of filth شرکت داشت آشنا شد و با او ازدواج کرد .
در نيمه شب سال نو همان سال samoth و nebelhexa از کوهي برفي در نزديکي خانه شان بالا رفتند و در جايي در ميان درختان samoth به رسم شيطان پرستها سينه هاي nebelhexa را بريد و خون آن را روي برف ريخت و با هم همقسم شدند که تا عوض شدن دين نروژ از مبارزه دست نکشند .
Nebelhexa و samoth به همراه varg براي آتش زدن کليسايي رفتند و پس از آتش زدن آن samoth در ميان آتش گير کرد و varg او را نجات داد . nebelhexa در مورد ورگ مي گويد :
" او انساني استثنائيست و در همه چيز استعداد دارد و براي رسيدن به هدف همه کاري مي کند او هميشه به samoth مي گفت که بايد تمام کليسا ها را آتش زد . "
Faust درامر سابق و از اعضاي تشکيل دهنده emperor از ديگر اشخاص معروف اين جنبش است که به جرم کشتن يک کشيش و آتش زدن کليسا به 14 سال حبس محکوم شد .
در آگوست 1992 وقتي faust از پارک المپيک بازديد مي کرد کشيشي را ديد و با او دوستانه مشغول به صحبت شد و با هم قدم زنان به ميان جنگل رفتند و در اين جنگل faust گردن کشيش را با چاقو بريد و جنازه او را رها کرد و فرار کرد .
دو روز بعد از اين جريان faust به همراه varg و euronymous براي آتش زدن کليسايي به نزديکي همان پارک رفتند و faust داخل رفت و بمب دستي که ساخته بود در محراب کار گذاشت و انجيل و کتاب دعاي مذهبي را هم روي آن گذاشت و کمي گازوئيل در نزديکي آن ريخت و و همه با هم به سوي کوه فرار کردند تا شاهد انفجار کليسا باشند . بعد از اين واقعه بود که faust دستگير و به 14 سال حبس محکوم شد .
Ihsahn تنها عضو از پايه گذاران emperor است که هنوز به زندان نرفته . او هم بدعتي جديد در بلک متال گذاشت . او که لباسش شلوار پارچه اي مشکي و تي شرت بود خود را يک vampire معرفي مي کرد .
Ihsahn هم در آتش زدن کليسا به همراه samoth شرکت داشته . او خود را بي خانماني بيابانگرد معرفي مي کند که از عشق و محبت متنفر است .
Runhold دوست دختر ihsahn است که استاد زيست شناسي يکي از دانشگاههاي نروژ است و فان کلاب ihsahn را تاسيس کرد .
Ihsahn هم vampire را سمبل قدرت شيطان پرستها مي داند . و هميشه مي گويد بين vampire ها و Viking ها شباهتهاي زيادي است . مثل اينکه هر دو آنها نياز خود را باخشونت زياد رفع مي کردند !
Runhold در مورد ihsahn مي گويد :
" او بسيار خشن است و در خواندن هم صدايش مثل غرش حيوانات وحشي است "
Ihsahn در مورد خود مي گويد :
" شما نمي توانيد احساسات من را درک کنيد . شما مثل بينندگاني هستيد که فيلمي ترسناک مي بينيد ولي من در داخل فيلم هستم "
خب دوستان در مورد گروههاي تاثير گذار بر بلک متال مطالب بسيار زيادي مي توان نوشت که اگر بخواهم از همه بنويسم بسيار زياد مي شود و خسته کننده است و فقط از ديگر گروههاي تاثير گذار بر اين جنبش به satyricon ، immortal ، gogoroth ، lord belial ، bathory ، dark throne و ... اشاره مي کنم .
حالا در اين قسمت مي خواهم يک جمع بندي و نتيجه گيري کلي از اين مبحث داشته باشم و قبل از آن بگويم که اينها همه عقايد و اعتقادات شخصي اين جانب مي باشد و من خود را موظف به پاسخ دادن به ادعاهاي هيچ کس نمي دانم ولي از بحث هاي مفيد استقبال مي کنم .
متاسفانه در حدود سالهاي 94 و 95 گروههايي مثل cradle of filth ، dimmu borgirو... به دنياي بلک متال وارد شدند و با آمدن خود بلک متال را از مسير اصلي خود خارج کردند و به سوي تجاري شدن ، شهرت و پول بردند .
البته من خودم با موسيقي گروههايي که مثال زدم خيلي حال مي کنم براي نمونه همانطور که ديديد بيوگرافي dimmu borgir و cradle of filth را نوشتم
با کمي دقت به سرنوشت گروههايي که در قسمت هاي هاي قبلي به آنها اشاره کردم متوجه منظور من خواهيد شد .
Immortal پس از حدود 10 سال فعاليت قدرتمند سرانجام در همين اواخر منحل شد . burzum هم به موسيقي بدون کلام روي آورد . dark throne و satyricon هم به موسيقي industrial گرايش پيدا کردند و بسياري ديگر از گروهها مثل gorgoroth ، lord belial و ... هم متاسفانه در حدي مشهور نشدند که بتوان از آنها به عنوان گروهي تاثير گذاز نام برد .
از معدود گروههاي ماندگار در اين جنبش mayhem است . که من شخصا آلبوم هاي اخير اين گروه را دوست ندارم و به نظر من آلبوم هاي قديمي گروه مثل de mistiis dom sathans و pure fucking armaggedon چيز ديگريست که حتي خود ميهم هم نتوانسته ديگر تکرارش کند .
به نظر من تنها گروه باقي مانده از اين جنبش marduk است که همچنان پر قدرت به کار خود ادامه مي دهد ولي متاسفانه اين گروه هم با مشکلات خود از قبيل ممنوع التصوير بودن در برحه اي زمان ، ممنوع الفروش بودن آلبوم ها و ... دست و پنجه نرم مي کند .
اين را هم خدمت يکي از دوستانم که shagrath را پيامبر شيطان پرستها و امام بلک متال ها مي داند عرض کنم که من dimmu borgir را به عنوان يک گروه کاردرست قبول دارم ولي امثال shagrath را به عنوان يک شيطان پرست قبول ندارم چون شيطان پرستي به شعرهاي ضد مسيح نيست و من طرفدار کساني هستم که در عمل شيطان پرستند و نه در حرف .
امثال گروههاي dimmu borgir و cradle of filth با اينکه خدمت بزرگي به بلک متال کردند و سبکي جديد در بلک متال بنيان گذاشتند ولي باعث نابود شدن اصل و مايه اين موسيقي يعني مبارزه با مسيحيت شدند . امثال اين گروهها بلک متال را به سوي شهرت و تجاري شدن بردند همچنان که dani promo خواننده گروه cradle of filth که همگان اورا به صداي استثنايي و منحصر به فردش مي شناسند در مصاحبه اي اعتراف کرد که همه اينها به خاطر پول است و همين حرف او باعث جدا شدن کي بردر گروه و از دست دادن بسياري از هوادارانش شد .
من اين حرکت را دقيقا با بلايي که متاليکا در دهه نود بر سر موسيقي ترش متال آورد مقايسه مي کنم . متاليکا در دهه هشتاد در کنار گروههايي مثل مگادث ، اسلير و ... انقلابي در موسيقي ايجاد کرد ولي به واقع تغيير سبک اين گروه در دهه نود باعث نابود شدن حداقل نيمي از ترش متال شد . و بسياري از گروههاي ترش به تقليد از آنها از مسير اصلي خود يعني مبارزه با فقر ، بي عدالتي ، جنگ و ... خارج شدند . بگذريم
تاثير جنبش بلک متال و ضد مسيحيت و شيطان پرستي نه تنها در نروژ بود بلکه به ديگر قسمتهاي دنيا هم کشيده شد و براي مثال از گروههايي که در ديگر نقاط دنيا در اين زمينه تشکيل شدند به گروههاي six feet under ، deicide و cannibal corpse در آمريکا و در سبک دث متال ، opera IX در ايتاليا ، kataklysm در کانادا و در سبک دث متال ، agathodaimon در روماني ، moonspell در پرتقال و در زمينه گوتيک و.... اشاره مي کنم .
__________________
ديگر هيچ چيز اهميت ندارد nothing else matters
aminsir
ديدن پروفايل اين کاربر
فرستادن پيام خصوصي به aminsir
پيدا کردن تمام پست هاي aminsir
#4 23 August 2006, 12:21 AM
aminsir
Junior User تاريخ عضويت: 19 Feb 2006
پست ها: 104
از ايشان 11 بار در 11 نوشته سپاسگزاري شده است
بيوگرافي گروه dark funeral بقيه
--------------------------------------------------------------------------------
گروه براي بار ديگر در همان سال در آمريکا توري به همراه گروههاي Acheron و destroyer گذاشت که در ماه سپتامبر اين تور را که در ميانه آن بود کنسل کرد و به سوئد بازگشت تا آلبوم بعدي خود را ضبط کنند .
پس از اين تور گروه که در اين زمان به سگهاي خياباني معروف شده بود در توري ديگر به همراه گروه marduk شرکت کرد .
در سال 1998 آلبوم شاهکار vobiscum satans ضبط شد که بلافاصله بعد از آن گروه در فستيوالي در سوئد شرکت کرد و يک ماه بعد نيز در فستيوال ديگري به نام bleed for satan به همراه گروه cannibal corpse شرکت کرد .
در سال 1999 گروه در تور ديگري در مکزيک برگذار کرد و بعد از آن هم موفق ترين تور خود را در اروپا و به همراه گروه dimmu borgir اجرا نمود . اين تور the satanic inquestion نام داشت .
در سال 2000 با مديريت peter tagtgren گروه EP به نام teach the children to worship satan را ضبط کرد که در آن آهنگهاي remember the fallen و dead skin mask و pagan fears و the trial را به ترتيب از گروه هاي Sodom ، slayer ، mayhem و king diamond کاور کرد . بعد از اين EP گروه در فستيوالي به نام no mercy به همراه گروههاي immortal ، deicide و cannibal corpse شرکت کرد .
در ژانويه و فوريه 2001 گروه براي ضبط آخرين آلبوم خود به نام diabolis interium به استوديو abyss رفت . اين آلبوم هم با مديريت tagtgren و نظارت lars szork درامر hypocrisy ضبط شد .
__________________
ديگر هيچ چيز اهميت ندارد nothing else matters
aminsir
ديدن پروفايل اين کاربر
فرستادن پيام خصوصي به aminsir
پيدا کردن تمام پست هاي aminsir
#5 23 August 2006, 12:23 AM
aminsir
Junior User تاريخ عضويت: 19 Feb 2006
پست ها: 104
از ايشان 11 بار در 11 نوشته سپاسگزاري شده است
اعضاي گوه dark funeral
--------------------------------------------------------------------------------
Lord ahriman : از سال 1993 تا الان گيتاريست گروه است و سابقه فعاليت در گروه wolfen society را دارد .
Emperor magus Caligula : از سال 1995 تا الان خواننده و بيسيت گروه بوده و سابقه فعاليت در گروههاي dominion Caligula ، hypocrisy ، obscurity را دارد .
Matte modin : از سال 2000 تا الان درامر گروه بوده و سابقه همکاري با گروههاي defleshed ، infernal و nonexust را دارد .
Black moon : از سال 1993 تا 1996 گيتاريست گروه بوده و سابقه همکاري با گروههاي blackmoon ، infernal ، necrofobic ، war را دارد و صاحب شرکت hellspawn است .
Draugen : از سال 1993 تا 1994 درامر گروه بوده و سابقه همکاري با گروههاي sigblogt ، svartsyn ، triumphator را دارد .
Themgoroth : از سال 1993 تا 1996 خواننده گروه بوده و سابقه همکاري با گروههاي infernal و setherial را دارد .
Equimanthorn : از سال 1994 تا 1996 درامر گروه بوده و سابقه فعاليت در گروه war را دارد .
Alzazmoon : از سال 1996 تا 1998 درامر گروه بوده و سابقه عصضويت در گروههاي blakhmoon ، dawn ، infernal و necromicon را دارد .
Typhos: از سال 1996 تا 1998 گيتاريست گروه بوده و سابقه عضويت در گروه infernal را دارد .
Gahnfaust : از سال 1998 تا 2000 درامر گروه بوده و سابقه فعاليت در گروه dominion Caligula را دارد .
Dominion : زا سال 1998 تا 2002 گيتاريست گروه بوده
من در تاريکي به سر مي برم تنهايه تنهام
مردي تک سواره بر اسبه سياه ماتم